در شرایط سخت و جنگ، کودکان به خصوص کودکان آسیب دیده نه تنها با فقدان آموزش روبرو هستند، بلکه اغلب از یک پایه عاطفی و حمایتی محکم نیز محرومند و اینجا است که خانواده به عنوان اولین و مهمترین ستون پشتیبانی روانی کودک عمل میکند. تابآوری یعنی کودک بتواند با وجود ترسها، سختیها و بیثباتیهای اطراف، همچنان امیدوار بماند و بتواند به زندگی ادامه دهد و این تابآوری نه با حذف ترسها، بلکه با وجود داشتن کسی که بداند کنارش هست ساخته میشود. والدین و مربیان میتوانند حتی در سختترین شرایط با صرف زمانهای کوتاه و واقعی، حضور خود را برای کودک ملموس کنند، گوش دادن بدون قضاوت به حرفهای کودک، برقراری تماس چشمی هنگام صحبت کردن، و در آغوش گرفتن او حتی برای چند دقیقه میتواند احساس امنیت را در کودک زنده نگه دارد. کودکان در این شرایط به ثبات و برنامهی منظم نیاز دارند، به ساعتهای مشخص برای خواب، به وعدههای غذایی روزانه که به آنها حس کنترل و نظم میدهد، حتی اگر کل دنیا در آشفتگی باشد. خانواده باید مراقب باشد که کودکان را با جزئیات ترسناک اخبار و جنگ درگیر نکند، اما در عین حال دروغ نگوید و صداقت را با لحن آرام و امیدبخش ترکیب کند. قولهای کوچک بدهند و به آنها عمل کنند، چون برای کودکی که هزار بار وعدههایش به تأخیر افتاده، همین یک قول کوچک که عملی شود میتواند معجزه کند. بازی کردن با کودک، حتی در خانهای کوچک و با وسایل محدود، یک نوع درمان بینظیر است و خندههای مشترک، حتی برای چند دقیقه، میتواند بار فشار روانی را برای روزهای بعد سبکتر کند. قدردانی از کودک، تشکر کردن از تلاشی کوچک، از کارهای روزمرهاش، اعتماد به نفس و ارزشمندی را در او تقویت میکند.خانوادهها باید مراقب باشند که کودکان را با بچههای دیگر مقایسه نکنند، بخصوص کودکان آسیب دیده یا در معرض آسیب اغلب پیشینههای متفاوتی دارند. نباید ترسها و گریههای او را سرکوب کنند، تابآوری یک فرآیند است نه یک رویداد ناگهانی و نیاز به صبر، تداوم و حضور مداوم دارد. ما همه با هم باید یاد بگیریم که در این مسیر، به هم کمک کنیم و بتوانیم امنیت را برای کودکانمان فراهم سازیم.