روزهای سختی را گذراندهایم و میگذرانیم؛ من و شما، همهی ما. فرقی نمیکند مادر باشیم یا پدر، خواهر یا برادر، کودک یا نوجوان؛ در هر شغلی و در هر جایگاه اجتماعی، همهی ما روزهای دشواری را سپری میکنیم.
درونمان مملو از احساسات متفاوت است؛ از غم تا نگرانی، از ترس تا خشم، و از شادی تا رضایت. بله، همهی ما انسان هستیم و در این مسیر، هر رفتار یا افکاری که داشته باشیم، نشانهای از انسان بودن ماست. والدین نیز از این قاعده مستثنی نیستند.
در این روزها والدینی موفق هستند که تابآوری بیشتری از خود نشان دهند؛ چرا که چرخهی تابآوری والدین، مستقیماً بر کودک تأثیر میگذارد. شاید والدین تصور کنند که افکار و احساساتشان درونی است و کودک از آنها باخبر نمیشود، اما این احساسات مستقیماً در رفتار انسان تجلی مییابند؛ که نمونهی بارز آن، نمایش اضطراب است.
وقتی والدین دچار اضطراب میشوند، آن را با رفتارهایی نظیر مالش دستها به هم، قورت دادن آب دهان، عرق کردن، رنگپریدگی، تپش قلب و… نشان میدهند. کودکان این نشانهها را بهخوبی میبینند و همینجاست که با مشاهدهی رفتار والدین، احساسات درونی آنها شکل میگیرد.
ما نمیگوییم که والدین حق ندارند اضطراب داشته باشند؛ بلکه میگوییم اگر اضطرابی از خود نشان دادید، همزمان بتوانید خودتان را آرام کنید و توانایی بیرون آمدن از شرایط دشوار را داشته باشید. کودک با مشاهدهی این وضعیت درک میکند که درست است که همهی انسانها «حال بد» را تجربه میکنند، اما میتوانند با روشهایی از پس آن برتیایند.
اگر والدین اضطراب، تپش قلب یا بیقراری دستها را تجربه کردند، بهتر است سریعاً لیوانی آب بنوشند یا تنفس عمیق داشته باشند و بگویند: «الان آرامتر شدم». اینگونه رفتارها باعث میشود کودک ببیند، حس کند و بفهمد که معنای واقعی تابآوری چیست.
در واقع، اگر ما حال بد، اضطراب و دلشوره را به کودک انتقال میدهیم، باید بلافاصله روشهای آرامسازی را نیز بهصورت غیرمستقیم به آنها آموزش دهیم.
فاطمه حسینی (روانشناس انجمن پویش)